هرگاه ادبیات داستانی در افغانستان - با نگاهی عجولانه- رده بندی گردد، چهار نسل متفاوت نویسنده گان را میتوان در این روند شناسایی کرد. نسل اول آنانی اند که نخستین بن مایه های ادبیات داستانی را پی گذاشتند. نسل دوم با رویکرد تیوریک، روان شناسانه و فلسفی به داستان و شناسایی دقیق این ژانر آفریده هایی را به میان آوردند که میتوان از آنها به عنوان اوج روند داستان پردازی- افغانستان نام برد. نسل سوم که در حقیقت دنباله روان نسل دوم اند، با گرایش های سازمانی ایدیولوژیک شعار گونه، ادبیات داستانی سوسیالیستی را به میان آوردند. این همان دورانی بود که ادبیات جنگ نیز ظهور کرد ؛ چون همزمان با پیدایی این نسل در نبض ادبیات داستانی افغانستان، گروه دیگر با دید ایدیولوژیک متفاوت ادبیات مقاومت را که جزیی از ادبیات جنگ است، هسته گذاری کردند . درازنای آفرینش های نسل سوم داستان نویسان همچون جنگ افغانستان دنباله دار بود و پر از تلخی های تجربه شده از رویداد های جنگ. در مجموع آفریده های نسل سوم با همه متفاوت بودن محتوایی دست به دست هم ادبیات جنگ را ساختند.