تبليغاتX
شهرنوش - چهره یی از مرد هزار چهره؛ به به به
در گستره اجتماع، ادبیات و فرهنگ

به به به؛ بر این شعر که تفی بر جامعة ادبی و فرهنگی است و به به به؛ بر واکنش شاعران و فرهنگیان کم سواد و در خود فرو رفته یی که این یادداشت را پذیرفته و زبان به مدح آن گشاده کوشش دارند که آن را با نظریه های فوکو و دریدا و رده کردن مکتب های ادبی تطابق بدهند و تهوع بیننده گان را بر انگیزند.

این صحنه ها که در سریال طنز- کمیدی (مرد هزار چهره) جا دارد، حمله یی بر گروه های روشنفکری، ادبی و عرفانی جامعه است و برداشت نادرست از مفاهیم و گفتمان های ادبی و سطحی نگری، انحطاط و ابتذال جامعه روشنفکری را بازتاب می دهد که بدون درک منطقی از پیوند هایی که شعر و ادب را می سازند به تحسین و شادباش گویی هر تازه واردی در جمع، که قصد شهرت به هم زدن دارد و راهی ساده تر از این باز نیافته است، می پردازند و او را بر سکوی شهرت و آوازه می نشانند. ولی هیهات که این سکو دروغین تر از باریست که بر دوش آن گذاشته اند و جامعه ادبی همچنان سر تکان می دهد و به به به می گوید.

کسی اعتراض نمی کند، چون می هراسد که به جرم نادانی و بی خبری از ادبیات مدرن و پسامدرن به دارش بزنند و جسد پندار هایش را به آتش زده خاکستر آن را به هوا پرتاب کنند؛ کسی اعتراض نمی کند چون می داند که جامعة ادبی، تنپوش مافیایی به تن کرده است و او نمی تواند در سایة آن جایی داشته باشد؛ پس باید حتا از سایه این جامعه و تفکرش گریخت و تماشاگر منفعل و محضی بود.

پرداختن به وضعیت نا به هنجار ادبی و فرهنگی در مرد هزار چهره با الهام پذیری از طنز (موخوره) عزیز نسین شکل گرفته است. در موخوره شاگرد نانوایی در یک موقعیت ناخواسته در جمعی از شاعران و فرهنگیان در یک کافی شاپ قرار گرفته ناگزیر می شود که یادداشت خرید نانوایی را به صدای بلند بخواند. خلاف انتظار، شاگرد نانوا بعد از خوانش یادداشت با تحسین شنونده گان رو به رو می شود.

شصت چی هنگامی که در مقابل قضات در محکمه از خود دفاع می کند می گوید:" می گویم می خواهم دستشویی برم، فکر می کنند که شعر است، می گویم می ترکم می گویند شعر است."

شاعران و منتقدانی که در این سریال نمایش داده می شوند هر یک نمادی برای بازتاب خلا های جامعه روشنفکری اند و اصولاً با این پرداخت، جامعه روشنفکری با پرسشی رو به رو می شود: انجمن و گروه نویسنده گان چگونه ساخته می شوند و چگونه اعتماد مردم را به دست می آورند؟ کیها حق ورود در این جمع را دارند.

مدیری می خواهد آدمیان سهل انگار را متوجه بسازد که اعتماد آنان سبب شده است که چنین آفریده های بی شاخ و دمی پدید بیاید.

شاعران و نویسنده گان! با سیما های عجیب و ادا های غریب به تعریف و تمجید همدیگر می پردازند. یکی با آمیزه یی از واژه های غریب و مبهم و با بهره جویی از نام های مکتب های ادبی مانیفیست ادبی دوران خود را بیان می کند و فریاد مرگ بر خورده بورژوازی را سر می دهد و دیگری هم شاعریست که شعرش بند افتاده است و با فشار بر بدن خود می خواهد که شعری برون کند، انگار می خواهد مواد فضله بدنش را طرح کند و شعر آن چنانی خود را بزاید و به به گویان هم باور دارند که جناب شاعر با یک سزارین ادبی توانمندی پیدا می کند تا شاهکارش را به دنیا بیاورد.

ناگفته نباید گذاشت که بازتاب شاعران و نویسنده گان به عنوان افراد منفعل و معتادی که می خواهند به خلسه و شهود و اشراق شاعرانه و عارفانه برسند، خشم عده یی از ایرانیان را برانگیخت و آنان بی رحمانه سریال و هنرپیشه هایش را نقد و محکوم کردند.

گریم و چهره سازی کرکتر های شاعران نیز، انقلابی را در جامعه فرهنگی ایران به میان آورد. یکی از این شاعرنما ها با موهای سپید آشفته، انشتاین و گاهی هم اخوان ثالث و نیما یوشیج را در ذهن کسانی تداعی می کند؛ گرچه به قول مدیری آنان تنها می خواستند که چهره انشتاین را بازسازی کنند. ولی تعبیر های متفاوتی از این سیما، موج انتقاد هايی حلقات فرهنگی را بر ضد سریال بیشتر ساخت.

امیر مهدی ژوله یکی از نویسنده گان سریال در حین گفت و گو با خبرنگار سایت عصر ایران در برابر واکنش مردم گفت: " طبیعتاً ما توقعمان از جامعه فرهنگی، ادبی و هنری مان این است که لااقل طنز را بهتر از سایر اقشار درک کنند. مطمئنا آنها می پذیرند که این یک کار طنز و کمدی است و قرار نیست از آن برداشت جدی بشود." [i][1]

مهران مدیری و عده يي از نویسنده گان هم به گونه هایی از مرد هزار چهره دفاع کردند و آنان به ویژه روی این نکته پافشاری می کردند که مرد هزار چهره نخستین سریالی است که توانسته بر تابو ها و حوزه های ممنوعه انگشت بگذارد و خلا هایی را که در عملکرد های بعضی صنف ها چون داکتران، نویسنده گان و پولیسان وجود دارد، بازتاب بدهد؛ اما جامعة فرهنگی ایران استدلال می کند که در نمایش صنف های دیگر در کنار کرکتر های منفی چهره های مثبتی نیز پرداخته شده اند؛ در حالی که میان روشنفکران و شاعران هیچ چهرة مثبتی دیده نمی شود.

منتقدان بی خبر از این اند که کمیدی علاوه از ایجاد خنده، زشتی رفتار های آدمیان را نقد می کند و با ساختن نوع ویژه، رفتار نامطلوب یک گروه، یک صنف و یک حرفه و پیشه را نقد می کند. این طرز بیان در کمیدی پنداری را شکل می دهد که گویا هدف کمیدی پرداز مسخره ساختن تمام اعضای آن جمع است. در حالی که او با پردازش (نوع نامطلوب و منفور) قصد ندارد تا به همه اعضای آن گروه بتازد.

با این همه مرد هزار چهره بازتاب خوبی میان مردم داشت و تعریف ها و تمجید های بیشماری را برانگیخت. مردم از نگرش صحنه های مرد هزار چهره بروکراسیی که در نهاد های دولتی وجود دارد، خشونت و نابه سامانی هایی را که در نهاد های پولیس وجود دارد مشاهده کردند و از سو استفاده از حرفه طبابت و سودآوریی که داکتران بدان می اندیشند و عدم تعهد در قبال جان بیماران و به هیچ گرفتن احساسات آنان و بازرگانی اسلحه و مواد مخدر و آدم کشی و خشونت رفتاری که در این قشر وجود دارد، به هیجان و خشم آمدند و مهران مدیری را تحسین کردند.

(مرد هزار چهره) در نخستین روز های فروردین ماه سال 1387 از شبکة سوم صدا و سیمای ایران به نشر رسید. مهران مدیری، کارگردان و بازیگر اصلی این سریال پس از سالها کار در تیاتر، از نخسیتن سال های دهه 70 به ارائه طنز نمایشی پرداخت. او نخست با تقلید از منوچهر نوذری برنامه یی ساخت ولی اندکی نگذشت که به سبک ویژه یی دست یافت. خلاقیت، انعطاف پذیری و هنجار شکنی، کار خسته گی ناپذیر و تحمل شکست و یاس از شاخصه های کار مدیری است. با این که کار های نخستین مدیری را مردم نپذیرفتند، اما هیچ گاهی نومیدی و یاس با او همراه نشد.

مدیری در سریال های متعدد تلویزیونی کارگردانی و بازیگری کرده است. چنانچه مدیری سریال های (پرواز 57)، (ساعت خوش)، (سال خوش)، (نوروز 76)، (77)، ( ببخشید شما)، (پلاک 14)، (90 شب)، ( طنز 80)، (پاورچین)، (نقطه چین)، (جایزه بزرگ)، (شب های برره) و (باغ مظفر) را کارگردانی کرده است و در بیشتر این سریال ها و در چند فلم سینمایی نیز نقش هایی را بازی کرده است.

پیمان قاسم خانی با همیاری گروه نویسنده گان (امیر مهدی ژوله، خشایار الوند و محراب قاسم خانی) نویسش آن را به پایان رسانده است. تهیه کننده گی خوب مجید و علی آقا گلیان نیز در موفقیت مرد هزار چهره نقش داشته است.

در حقیقت مرد هزار چهره با الهام پذیری مستقیم از داستان طنز عزیز نسین به نام (پخمه) شکل گرفته و قسمت های جداگانة آن نیز آمیزه هایی از داستان های عزیز نسین و دیگر طنز نویسان است.

(بابا کجا بودی تا حالا) با همین گفته است که مسعود شصت چی در دام می افتد و با آدم های گونه گون در محیط های گونه گون رفته نقش های ناخواسته یی را می پذیرد. شصت چی کارمند ساده و پاکدلی در اداره ثبت احوال شیراز است که ناگزیر می شود به خواهش و تهدید پدر نامزدش، که می خواهد پول پسرش را، غیر قانونی، از بانک بیرون کند، خود را سپهر جندقی (داکتر جراح معروف) جا بزند. این سرآغازِ رویداد های کمیدیی می گردد تا او در نقش های گونه گون و به جای آدم های دیگر ظاهر شود.

شصت چی در آغاز نمی خواهد که در این محیط ناسازگار نقش جدید را بپذیرد و کوشش می کند که اشتباه اطرافیان را برطرف کند؛ ولی وضعیت به گونه یست که نمی تواند اطرافیان خود را که از آوازه شهرت سپهر جندقی سرمست شده اند و در فکر بهره برداری از موقف، شهرت و تخصص اویند، قناعت بدهد و از سوی دیگر بعد از تجربة موقعیت، شهرت و قدرتی که از برکت هویت جدید به دست آورده است، خود نیز به وضعیتِ پیش آمده خو گرفته حوزه کاری و هویت طبقاتی خود را فراموش می کند و دچار نارسیزمی (خود شیفته گی) که بیشتر آدمیان به آن دچارند، می شود. مهران مدیری در صحنه ها این مفهوم را القا می کند که گناهکار اما تنها او نیست، گناهکاران اصلی آدم هایی اند که او را با این همه تناقض و ندانم کاری می پذیرند.

تناقض یا ناسازگاری یکی از مهمترین شگرد های طنز است. طنز اصولاً نمایش تناقض هاست. موقعیت پذیری آدمی در جایی که از خودش نیست و در میان آدم هایی که با ایشان تفاوت دارد، سوژه بیشتر طنز ها را تشکیل داده و برای مخاطبان خنده برانگیز شده اند. کمیدی پرداز به تعهد و اخلاق که از بن مایه هايی کمیدی و طنز استند، نگاه ژرف دارد. هنگامی که دو فرد ناسازگار کنار هم قرار می گیرند، یا فرد در محیط ناسازگار قرار می گیرد، دستمایه یی برای طنز و کمیدی می شوند. این سریال کمیدیی است که خندة آن در ذات خود متناقض است. این خنده در کنار این که شادی می آفریند، بیننده را به شدت متاثر هم می سازد.

نمایش ضعف های شخصیتی انسان و کاوش روانشناختانه از روان آدمی یکی از مولفه های طنز خوب است.مرد هزار چهره پرده از روی شهوات و غرایز آدمی بر می دارد و می گوید که انسان وقتی به قدرت، شهرت و پول می رسد اصل و هویت خود را فراموش می کند و چنان در شهوات غرق می شود که آرمانگرایی های خود را قربان می سازد.

در حقیقت روابط نادرست اجتماعی، انسان را به سوی نادرست هدایت می کند و آدم ها را در جایی که نباید موقعیت داشته باشند، قرار می دهد و یکبار از یک آدم شریف و خوب، فرد شیاد و کلاهبرداری می سازد. مرد هزار چهره اخلاق ضعیف، نا به هنجاری ها، سو استفاده و کار های آبکی صنف ها را بی رحمانه نمایش می دهد. بازنگری تفاوت های طبقاتی نیز در سریال نمود کلی دارند.

شصت چی بعد از تجربه موقعیت یک داکتر نامبردار و متخصص بدش نمی آید که در مورد موقعیت ها و پیشه هایی که کاذبانه آن را تمثیل می کند، اظهار نظر و سخنرانی کرده دیگران را نقد کند و تسخر بزند.

با درک عمیق از جامعه میتوان گفت که آدمیان با کلیشه هایی در جامعه سخت عادت می کنند، این کلیشه ها شاخصه هایی دارند که در ذهن ناخود آگاه افراد ترسب می کنند. آنان با همین پیشداوری ها با افراد برخورد می کنند به همین دلیل افراد فریبکار هم می توانند با چسپ زدن این شاخصه ها بر خود، نقش های کلیشه یی را تجربه کرده، خود را به اصطلاح جا بزنند.

مدیری بعد از پخش سریال می گوید:" کسانی که تصمیم می گیرند آدمی را بدون توجه به قابلیت های وی به منصبی برسانند، خیانت بزرگی نسبت به جامعه روا می دارند ضمن این که فردی که منصب هایی را که شایسته اش نیست، می پذیرد نیز دچار یک عمل غیر انسانی شده است." [ii][2] پیام اصلی سریال نیز همین است. انتقاد از نصب افراد خوب ولی ناآشنا با آن حرفه و کار، مدیریت نادرست و سو استفاده را به بار می آورد.

"من می خواستم که همه چی را خوب کنم ولی راهش را بلد نبودم" شصت چی در محکمه در دفاع از خود این گفته را بر زبان می راند. بعد از نشر سریال صدا های خفیفی هم در جامعه ایران شنیده شد که گویا مرد هزار چهره، انتقاد شخصیت محمود احمدی نژاد نیز است. مردی که در سمت مهم و کلیدی جامعة ایران، بدون توجه به توانمندی ها و ظرفیت اش گزیده شده است. او کسی است که می خواهد همه چیز را خوب کند ولی راهش را بلد نیست.

کارگزاران مردهزار چهره در آغاز اعلام کرده بودند که این سریال در 15 قسمت 45 دقیقه یی تهیه می شود، ولی بیننده گان، تماشاگر 13 قسمت شدند. حذف دو قسمت موجب گمانه زنی هایی شد مبنی بر این که قسمت هایی از سریال توسط دولت سانسور و حذف شده باشد. اما مهران مدیری به شدت این ادعا را رد کرده می گوید که نظر به کمی وقت و جدول ترتیب شده برای اتمام کار ما قسمت هایی از سریال را خود حذف کردیم.

مرد هزار چهره یک شاهکار تلویزیونی نیست؛ جا هایی هم نوع نگرش و پردازش سخیفی را ارائه می دارد که دور از فضای ریالیزم است. با این که ریالیزم در ذات خود نمی تواند بستر مناسبی برای طنز باشد؛ ولی در طنز رویداد های واقعی با پوششی از مبالغه و اغراق، وارونه سازی، برجسته سازی، کوچک سازی و سایر شگرد ها بازتاب داده می‌شوند و در هر طنز خوب، ریالیزم نقطه ییست که به پاسخ گویی نیاز های مخاطبان می پردازد. هرگاه طنز پرداز از این شگرد ها بیش از اندازة نیاز، بهره جوید، طنز را از بستر اصلی آن بیرون می کند.

در قسمتی از سریال که مسعود شصت چی در خانة قاچاقچیان و سلاح برداران بر حسب تصادفی تصادف می رود و مجبور می شود که با دختر آقای... ازدواج کند، نحو نمایش خانه و افراد آن خیلی تصنعی است. جاهایی دیگری را هم میتوان مثال زد که طنز از دایره اصلی خود برون می افتد.

مرد هزار چهره، طنز عمیق فلسفی و سیاسی نیست. طنز اجتماعیست که بیشترینه با رویکرد انتقادی به روابط آدمیان در جامعه می پردازد. به این دلیل شاید این انتقاد هم به میان بیاید که مدیری خیلی روبنایی و سطحی به مسایل پرداخته است؛ اما مولفه های طنز اجتماعی در مرد هزار چهره وجود دارند که نمیتوان آنها را نادیده انگاشت.

جدا از انتقاد های صریح عده یی از مردم، وکیل ادارة ثبت احوال استان فارس شکایت نامة قانونیی را علیه این سریال و تهیه کننده گان آن به محکمه این استان تقدیم کرد. در این شکایت نامه آمده است که مرد هزار چهره سیمای نامناسب و دور از عدالت از ادارة ثبت احوال شیراز ارائه داده و سیستم مدیریتی آنان را به چالش کشیده و مرد کلاهبرداری چون مسعود شصت چی را به عنوان کارمند این اداره معرفی کرده است. آنان در این شکایت نامه تقاضای غرامت در حدود 21 ملیارد ریال را نیز کردند.

گرچه بعدا مقامات استان فارس حضور این شکایت نامه را رد کردند؛ اما ظاهراً مساله با ارسال نامه یی به صدا و سیما حل شده بود.

نمایش مرد هزار چهره در جامعه سختگیر ایران که هر آفریدة هنری از صد ها در بسته و نیمه باز سانسور می گذرد و دروازه بانان به شدت از ورود آفریده هایی که به حوزه های ممنوع پا گذاشته اند، جلو گیری می کنند، غنیمت بزرگی است.

مرد هزار چهره با صحنه یی تمام می شود که تدوام رفتار های مسعود شصت چی و اطرافیان او را بازتاب می دهد. این تدوام و تسلسل نشانه یی از عوض نشدن روابط و اندیشه های آدمیان است که سعی در تغییر دادن خود و پیرامون خود ندارند و زنده گی می گذرد آن چنان که می گذشت.

 

یادداشت: از سنجر سهیل که سی دی های این سریال را در اختیار مان گذاشت تشکر می کنم.

 

 



 

 

 


[1] http://atiban.com/article.aspx?id=2459

[2] http://www.aftabnews.ir/vdcdoo0ytn0s5.html

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:32  توسط منیژه باختری  |