او یک اتاق کوچک دارد که عرض و طول و درازای آن به اندازة قد خودش است. در این اتاقک هندسی کوچک او صبورانه کتاب می خواند و با مهارت با کلید های کمپیوتر خویش بازی می کند.
مصطفی کمال بدون هیچ تعارفی زیاد ترین آشنایی را با کمپیوتر نسبت به گروه سنی خود و حتا بزرگتران دارد. او با دشوار ترین برنامه ها آشناست و حتا انمیشن هایی را نیز می تواند در برنامه های مربوط تهیه کند.
مصطفی کمال کمتر می تواند مادر و پدر مصروف خود را ببیند. آنان کار می کنند و کار می کنند. نمی توانند وقت خود را بیشتر با فرزندان خود بگذرانند؛ اما بدون شک دو چیز را به فرزندان خود یاد داده اند چون بضاعتی دیگری در بساط نداشته اند: کتابخوانی و اهمیت پرداختن به کمپیوتر و انترنت.
تنها آروز و خواهش او این است که پول به دست بیاورد و کتاب بخرد. رفتن به کتابخانه برای او مثل خواهش بهشت است، تا جایی که برای گرفتن وعده رفتن به کتابخانه مادر و پدرش را اذیت می کند.
او در وبلاگی دیدگاه های خود را در مورد کتاب هایی که می خواند، می نویسد. می توانید به وبلاگش سری بزنید:
http://fantasyfans.blogfa.com/
وقتی وبلاگش را می خوانید، فراموش نکنید که او تنها پانزده سال دارد.
بیش از این تعریف نمی کنم و نمی گویم که تعریف فراوان فرزند شاید بیشتر از این روا نباشد.