دنیس مک کوایل کارشناس نامبردار دنیای رسانه ها می گوید که رسانه ها غالباً در چهارچوب انتظارات و گرایش های مخاطبان خود بررسی می گردند. این انتظارات و گرایش ها از ویژه گی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن جامعه رنگ می پذیرند. گرچه که چارچوب ارزشیابی رسانه ها توسط مخاطبان شان به صورت مستقیم به دست نمی آید؛ اما داوری و ارزش دهی مخاطبان یکی از مولفه های شناسایی و تثبیت موقعیت یک رسانه است. مخاطبان با پیش داوری ها و قضاوت هایی که از سنت، عادت و فرهنگ سرچشمه می گیرد، به سوی رسانه ها می نگرند. بازدهی و برایند رسانه ها ریشه در گرایش ها و چگونه گی رویکرد آن به رویداد ها و فرایند ها دارد و پذیرش این رویکرد از سوی مخاطبان زمینه هایی پیروزی و پیش روی رسانه را فراهم می سازد .
هشت صبح توانسته است که گروه مخاطبان خود را شناسایی کند، اعتماد و اعتبار آنان را به دست بیاورد و با توجه به نیاز های آنان فرایند خبر رسانی و گزارش دهی و تفسیر گری خود را شکل بدهد. امروز مردم نیک می دانند که در خانواده بزرگ مطبوعات افغانستان، هشت صبح که آزادی بیان و فرهنگ دموکراسی را شعار می دهد، چهره مطرح و اثر گذاری است که نمیتوان آن را نادیده انگاشت.
توازن، گزارشدهی منصفانه، گزارش به روز اطلاعات، پرداختن به حقوق بشر، مردم سالاری و استفاده از زبان استوار و معیاری از شاخصه های رزین خبرها، گزارش ها، مقاله ها و تفسیر های هشت صبح اند.
موضع گیری مردمی در قبال رویداد ها و ایستادن در صف مردم هشت صبح را محبوب ساخته است. هشت صبح خنثی اندیش نیست. در مقابل هر رویدادی و در مقابل هر قدرتمداری که اصول اخلاقی و شایسته گی های انسانی را زیر پا می گذارد، می ایستد. شاید این موضع گیری در جریان تضاد منافع برای عده یی خوشایند نباشد و صبحت از گرایش و جهت گیری کنند. به نظر من نمیتوان در قبال رویداد ها بی تفاوت و خنثی اندیش بود. خبرنگاران و مدیران رسانه ها تنها ماشین های خبر ساز نیستند که به ارایه چند رقم و چند فاکت کار خود را تمام شده بیانگارند. وقتی رسانه ها از موضع برحق و مردمی اندیشه های انسانی را بازتاب می دهند، به هیچ صورت در تناقض با کار حرفه یی ژورنالیستی قرار نمی گیرند.
در عصر امروز علاوه از حق آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات از حق فهمیدن اطلاعات نیز صبحت می شود. حق فهمیدن اطلاعات به این مفهوم است که برای مخاطبان واقعیت ها، حقیقت ها و رویداد ها بیطرفانه تفسیر و ریشه یابی گردند، تا مخاطب سردرگم نشود و به آسانی مطالب را هضم کند. مقاله ها، سرمقاله ها، تفسیر ها و تحلیل های هشت صبح در تفسیر رویداد ها در منصفانه ترین شکل می کوشند و حق فهمیدن اطلاعات را برای مردم می دهند.
زبان هشت صبح پاکیزه، معیاری و یک دست است. با این که گاهی این زبان برای مخاطب عام دشوار می نماید، اما با توجه به این که بیشتر مخاطبان و گیرنده گان هشت صبح را نخبه گان و روشنفکران جامعه تشکیل می دهد، این امر بدیهی است. گرچه نمیتوان که اشتباه های تایپی و یا ظرافت هایی را که هر از چند گاهی از نظر ویراستاران پوشیده می ماند، نادیده انگاشت.
این زبان گاهی خشک هم می نماید. با این که امروز نرم خبر ها با زبان و ساختار جذاب و نرم، دنیای رسانه ها را تسخیر کرده اند؛ اما خبر های هشت صبح تنها از جنس سخت خبر ها اند و نرم خبر ها در آن جایی ندارند. شیوة ارائه گزارش ها و تفسیر ها بیشترینه از جنس سخت اند. هرگاه هشت صبح از ساختار های نرم خبر ها بهره بگیرد، شاید مخاطبان بیشتری به دست بیاورد؛ ولی به عنوان رسانة ویژه یک قشر خاص نمیتوان این شیوه را تحمیل کرد و یا نبود آن را نقطه ضعفی برای هشت صبح دانست.
و اما این تنها عنوان های هشت صبح اند که نقبی بر دنیای نرم خبر ها می زنند. به ویژه عنوان های صفحة اول بیشترینه به گونة تمثیلی- ادبی انتخاب می گردند. این عنوان ها در جلب و جذب گیرنده گان کارآیی بسزایی دارند. گزینش عنوان در دنیای رسانه های هنریست والا که هشت صبح به نیکی بدان آگاهی دارد.
در جهان امروز نمیتوان رسانه ها را بدون آگهی های بازرگانی تصور کرد. این آگهی ها بخشی از امکانات مادی را فراهم می سازند؛ اما حرف در آنست که هیچگاهی نباید اطلاعات را برای آگهی ها قربان ساخت. از سوی دیگر آگهی هایی که از سوی یک رسانه پذیرفته می شوند، باید در هماهنگی با روحیة نشراتی آن مجال انتشار بیابند و نباید در تناقض با آرمان های آن باشند. هشت صبح با کمترین اعلانات فضا را برای اطلاعات تنگ نمی سازد و اطلاع رسانی را فدای سود گیری نمی کند. هر چند در جامعه ما که سرمایه داری به شکل بی رویه رشد می کند، اعلان و پخش آگاهی های بازرگانی نیز بیشترینه بر بنیاد روابط و دوستی های تجاری شکل می گیرند که خوشبختانه هشت صبح در آخر این صف ایستاده است.
کلیشة عنوان، صفحه آرایی، نوعیت حروف، اندازة حروف، کلیشه های دایمی، شکل و اندازة عنوان ها هویت برونی یک رسانه استند. این هویت باید ممثل نبشته هایی که ساختار درونی رسانه را تشکیل می دهند، باشد. هویت برونی هشت صبح، نمایی است که هماهنگ و موازی با هویت داخلی آن حرکت کرده و حکایت از عمق آن می کند. کمترین انتقاد را میتوان در اندازة حروف دانست گاهی حروف، کوچک تر از آنند که چشمان خواننده را به دنبال خود بکشانند.
هشت صبح سرگرمی تولید نمی کند. امروز یک از آسیب هایی که رسانه ها را تهدید می کند، نشر مطالب پراگنده و بدون ارتباط با نام و ارگان نشراتی نشریه است. در جهان امروز رسانه ها روی خط مشخصی حرکت می کنند و هر کدام مخاطبین ویژه خود را دارند. نشرات مستمر و پیگیر در یک خط نشراتی خاص در دراز مدت هویتی برای رسانه شمرده می شود. در بحث آسیب شناسی رسانه ها در افغانستان، میتوان ادعا کرد که بیشتر رسانه های افغانستان بدون درنظر گیری مخاطبان خاص و خط نشراتی ویژه به نشرات می پردازند و هویت مشخصی ندارند. این روند را میتوان شبیه دست و پا انداختن بی مورد به هر جا دانست. گاهی دیده می شود که نشریه یی از آدرس یک نهاد اقتصادی- بازرگانی به نشر می رسد و نشریة علمی و اکادمیک هم تلقی می گردد، اما چند ستون و صفحه را برای شعر و ادب، جهان فلم و سینما و ... اختصاص می دهد، بدون این که نیازی به این امر باشد. تخصصی بودن- به ویژه در رسانه های چاپی برای رسانه موقف و اهمیت بیشتر می دهد. هشت صبح یک نشریة اختصاصی خبر رسانی، اطلاع دهی و تفسیر گری است که توانسته است که هویت خود را تثبیت کند و آن را به بهترین وجه حفظ بدارد.
هشت صبح صفحه یی برای تبلیغ و ترویج حقوق بشر دارد. این طور به نظر می آید که این صفحه به فرمایش متولیان کمیسیون حقوق بشر تنظیم گردد، اما نمیتوان آن را منفی یا بیهوده انگاشت. تشریح فلسفة حقوق بشر و بنیاد های آن می توانند در سمت دهی افکار عامه در پذیرش فلسفه حقوق بشر به صورت بنیادین کارساز باشد. اما هشت صبح با نشر گزارش های این کمیسیون و خبر هایی از آن که از ارزش خبری پایینی برخوردار استند، در حقیقت به نحوی سپاسگزاری از - شاید کمک های مادی و معنوی- کمیسیون می نماید که به دلایلی این را نیز نمیتوان ضعفی برای هشت صبح شمرد.
صفحة ویژه ورزش که در روز های پنج شنبه هر هفته به نشر می رسد، علاوه از این که حاوی رویداد های تازة ورزشی است و ورزش افغانستان را معرفی می کند، انتقادی ترین و جدی ترین نظر ها را در مورد وضعیت بد مدیریت ورزش در افغانستان بازتاب می دهد. گرچه هشت صبح نشریة اختصاصی ورزشی نیست، اما این صفحه به صورت فشرده وضعیت ورزشکاران و ورزش افغانستان را بازتاب می دهد و در باروری ورزش و ایجاد فرهنگ احترام و ارزش گزاری به آن نقش موثری را ایفا می کند.
سیستم توزیع و رسانش هشت صبح را نیز میتوان ستایش کرد. در کشوری چون افغانستان که بیشتر روزنامه ها به دلیل صد ها دشواری، یک تا چند روز بعد از نشر به دست مردم می رسند، این هم از مزیت ها به شمار می رود.
برای هشت صبح پیروزی و شکوهنده گی بیشتری را می خواهم.
[1] من رنگ و بیرنگ را با پندار های که خود در این مورد دارم، کاملاً آگاهانه در جای های خود شان استفاده کرده ام.