ساعت 9:00
عادله برایم زنگ زد :" موبایلت پیش کی است؟ برایت زنگ زدم. یک مرد به طرز عجیبی جواب داد که من آغایش استم. یعنی استاد بر گشته است؟" استاد با تمام دلتنگی های خود هنوز هم آن سوی آب هاست.
ساعت 9:30
برای مرد زنگ زدم. گفت:" من موبایل را از تاکسی یافتم. فعلا در یک فاتحه استم. یک ساعت بعد زنگ بزن." امیدوار شدم. چه خوش گفته است شاعر: " ... و آفتاب نمی میرد"
ساعت 10:35
باز هم برای مردک زنگ زدم. گفت: " این موبایل حداقل 400 دالر قمیت دارد.موبایل را می دهم ولی شیرینی بده" قبول کردم، برایش نشانی گفتم که آن را بیاورد. آهنگ احمد ظاهر را به یاد می آورم: " زنده گی چیست؟ خون دل خوردن، زیر دیوار آرزو مردن..."
ساعت 11:30
باز هم برای مردک زنگ زدم. گفت:" صبر کن تا 20 دقیقه دیگر می آورم" ناامیدی دوباره در درونم اوج می گیرد. نیما یوشیج را به یاد می آورم: " آهای آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید/ یک نفر در آب دارد می سپارد جان"
ساعت 12:30
باز هم زنگ زدم. خواست با من بیشتر معرفی شود. با خشونت برخورد کردم. لعنتی. یکی از سخنرانی هایم را در مورد (آسیب شناسی اجتماعی زنان) به یاد می آورم.
ساعت1:00
موبایل را آف کرده است. به شبکه روشن اطلاع دادم تا شماره را قید کند. یعنی واقعاً از دستش دادم. اي واي بر من و بر اميد باطل من.
ساعت: 3:00
اصلا نمی توانم کار کنم. تنها به عکس ها و شماره هایی که در حافظه موبایل بود فکر می کنم. روز را عبث گذشتاندم. خرما و ثواب هر دو با صفر ضرب خوردند.
نتایج اخلاقی:
وقتی موتر دفتر دنبالت نیامد، نباید از تاکسی استفاده کنی.
وقتی اعضای خانواده می گویند: " موتر دنبالت نیامده است، به وظیفه نرو. این تکلیف دفتر است نه از تو" باید به حرف های شان گوش بدهی.
یک نتیجه اخلاقی دیگر در درون نتیجة بالا نهفته است همان سانی که هر خبر می تواند در درون خود آستانة دیگری بیافریند: نباید بسیار وظیفه شناس باشی.
برای شاهکار آفرینی باید از نبشته های دیگران سود بجويي: " خبر کوتاه بود..."
کمره را در موبایل مصیبت بزرگی بداني
عکس ها را نباید در حافظه موبایل نگه كني.
شماره های تماس را باید در کتابچه یاداشت هم نوشته كني.
وقتی موبایلت را در افغانستان گم کردی، نباید برای به دست آوردن آن امید باطل داشته باشی.
اگر استاد برگشت، موبایلت را داوطلبانه برایش بدهی.
نتایج منطقی:
من سخاوتمند استم.
ذهنم در تداعی رویداد ها و مقایسة آنها جوره ندارد.
چالش ها:
تصویر ها و شماره هایی که در موبایل بودند، به عنوان یک ویروس جدی ارتباطی می توانند عرض اندام کنند.
نیایش:
که چنین مباد!