تن های کوچک؛ غم های بزرگ

 

لباس کهنه و رنگ و رورفته یی بر تن دارد. رنگ اصلی پوست اش معلوم نمی شود. چیزیست میان قهوه یی و گلابی. احتمالا بیشتر از نه سال ندارد. موهایش اصلاح نشده است و یک کلاه رنگ باخته چرکین که توته های کوچک آیینه در آن دوخته شده اند، بر سرش است. او یک سطل کوچک با چند توته تکه چرک به دست دارد و در کنار سرک عقب موتر هایی که به سرعت روان استند، می دود و فریاد می زند:" کاکا موترت را بشویم." هیچ هراسی ندارد که مبادا بر زیر عرابه های موتر له شود. هنگامی که موتر ها به سرعت از جاده می گذرند، انبوهی از خاک و گل جاده را بر روی شهیر و سایر پیاده روان می پاشند.

شهیر  که سن واقعی خود را نمی داند، می گوید: " با مادر و سه خواهر خود زنده گی می کنم. مادرم بعضی روز ها به کالا شویی می رود او قبلا در یک دفتر پاککار بود اما از آنجا اخراج شد چون قدرت کافی برای کار کردن نداشت. من هر روز از شش صبح تا شش شام شیشه های موتر ها را پاک می کنم." از ش می پرسم:" آیا از این کار پول کافی به دست می آورد.؟"

می خندد و دستانش را فیلسوفانه تکان می دهد:" کاکا پول کافی از کجا شد؟ روز های که خوب کار کنم صد افغانی به دست می آورم. بعضی روز ها اصلا پولی به دست نمی آورم."

ادامه نوشته

"رمز شکنی راز داوینچی"

برداشت های خبرنگارانه از راز داوینچی


رمان "راز داوینچی"(1) با صحنه پردازی های معتارف داستان های پولیسی آغاز می گردد. در تاریخ ادبیات، رمان ها و داستان های پولیسی و گوتیک در مقایسه با سایر آفریده های ادبیات داستانی از عمق برخوردار نبوده اند. سطحی نگری، ماجرا پردازی و هیجان سازی از مولفه های رمان های پولیسی اند که خواننده را تا گشایش و کشف رمزی که در یک فرضیه و یا شبه حقیقت مطرح می گردند، با خود می کشانند؛ اما پس از گشایش رمز، خواننده با تمسخر و گاهی هم با دغدغه به خود می گوید:" هی پس ماجرا از این قرار بود!"

مکاشفه و تخیلی که آفریده های جدی ادبی درپایانه می آفرینند، در رمان های گوتیک و پولیسی به میان نمی آیند. قفل ذهن خواننده با کلیدی که نویسنده در اخیر برایش پیشکش می کند، باز می گردد و تمام. در این رمان ها، روان پرسوناژها کاویده نمی شوند و تنها کنش ها و فعل های ظاهر آدمیان بازتاب می یابند؛ همانند تمام داستان های آبکی. پایان رمان های پولیسی نیز دنباله همان سطحی نگری است. سیاه و سپید ها رده بندی می گردند؛ اهورامزداییان پیروزمند و اهریمنان شکست خورده.


ادامه نوشته