یادداشت مفید طنز نویس عزیز و فرهیختة مان آقای احسان الله سلام را دریافت کردم؛ فکر کردم که خوب است که در اینجا بگذارمش.

درود بر شما خانم منیژه عزیز
خدا اجر تان بدهد که در هجوم کار های اداری، فرصتی برای نوشتن در بارۀ طنز پیدا کردید. مثل همیشه نبشته های شما با زبان ویژه یی پژوهشی خواننده را تا عمق معنی رهنمون می شود. من شما را یکی از پاسداران( پژوهشگر را بگذاریم به سر جایش) صدیق طنز در افغانستان می دانم که مردانه قلم می زنید. چند عرض فقیرانه در باب این نبشته:
1. در انتخاب عنوان نبشته کمی بی انصافی کرده اید. طنز در تقابل با زنان؛ و بعد هم یک «چرا» ی چرب در دنبالش، که زنان فکر کنند، دشمن اساسی شان طنز است نه ملا برادر. ملیون ها طنز وجود دارند که در تقابل با مردان نوشته شده اند.
2. تا امشب به مقولۀ «طنز جنسیتی» باور ندارم . شاید فردا نظرم عوض شود.به باور من در دایرۀ نقد طنز، مرد و زن و کودک و هر جنبنده یی دیگر، جدا از جنسیت شان، مطرح می شوند. اگر کسی برای اتتقام از زن و تحمیل باور های مرد سالارانه اش طنز جنسیتی بنویسد، طنز نویس واقعی نیست. طنز را به طرف جنسیت کشاندن، عدول از هنجار های طنز نویسی است.بگذار که بایرون و سویفت و مولانا وسوزنی هزار بار از من آزرده شوند.
3. هرگاه کسی در طنز، کوشش به نفی کردن زن دارد، جواب خواهر و مادرش را چه خواهد داد.
4.وقتی زنان می توانند و می خواهند، شاعر و داستان نویس و هنرمند سینما و... شوند، چرا طنز نویس نمشوند تا در ین تقابل اشتراک کنند. گرچه شما دلایل عقب گرد زنان را گفته اید. اما مانعی بزرگی در این راه نمی بینم.
5. آن کونه که اشاره شد، بد بختی جامعۀ مردسالار این است: شما وقتی در یک طنز قربانی طنز تان را، زن ( تیپ فردی، نوعی) انتخاب می کنید، همه دهل می زنند که« ببین چگونه زنان را مسخره کرد!» برای طنز های که مردان را نشانه می گیرد ، چنین تحریف و تعبیر وجود ندارد.
به ادامۀ سخنان پر محبت شما اضافه کنم که هدف من از ترکیب سازی ها برای نهاد های زنانه و نام های زنانه؛ بزرگنمایی وضع رقت بار زنان است و نوعی همسویی با آنان در برابر شخ بروتان. مثل مظلومۀ شلغم پرست، ضعیفۀ قاق چیلی، چینی گل جگر سوخته؛ انجمن زنان پرکنده و غیره. این ها همه بار مثبت دارند.
برای تان کامیابی و سلامتی می خواهم.


طنز در تقابل با زنان؛ اما چرا؟

از قول خانم رویا صدر طنز نویس معاصر ایرانی، سیما و نقش زنان را در جریان طنزنویسی زبان فارسی دری از دو چشم انداز میتوان بررسی کرد؛ نخست، زن به عنوان سوژه یی در طنز و دو دیگر بررسی نقش زنان در طنز آفرینی.

طنز در ادبیات کلاسیک و معاصر افغانستان سیمای مردانه داشته است و تنها در سالهای اخیر معدود طنز نویسان زن در این عرصه قلم و قدم زده اند. بی هیچ انکار و گزافه یی در ادبیات کلاسیک، مردانِ هجا گو و بذله سرا به زن برخورد و نگاه ابزاری داشته و آنان را مایه یی برای شوخی ها و تحقیر های جنسی خود دانسته اند.

ادامه نوشته