گرگ ها چگونه می میرند

 

چند نگره پیرامون رمان  "گرگ های دوندر"

11 حوت 1389

 رمان تحول ذهنی یک جامعه را بیان می دارد و مانیفست فراز ها و نشیب ها، کنش ها و واکنش های یک جمع است؛ یا با بیان دیگر،رمان بیان آگاهی و حافظه جمعی یک ملت است. این چیزیست که جامعه شناسی ادبیات تبیین می دارد، چون شکل و محتوای آفریده در یک فرامتن پیرامونی در ذهن نویسنده شکل می گیرد و ایستایی یا دگردیسی جمعی را بازتاب می دهد.

"گرک های دوندر"، متنیست از ادبیات جنگ و پس از جنگ که توسط احمد ضیا سیامک هروی، در چارچوب رمان نمود یافته است. این رمان از یکسو نشانگر اینست که بوطیقای ادبیات معاصر افغانستان در گسترة جنگ، بحران و غربت شکل گرفته و از سوی دیگر، بشارتگر موج قوی داستان نویسی و رمان نویسی در چارچوب های گونه گون است.

ادامه نوشته

بازشناسی نقش زنان افغانستان در مبارزات آزادیخواهی زنان

 

با دو رویکرد میتوان مساله حقوق زنان و جنبش های آزادیخواهی و برابری طلبی آنان را مطالعه کرد. نخست، شناسایی این حقیقت که زنان در بیشتر جوامع از حقوق نابرابر و ستم جنسیتی رنج می برند و از حقوق طبیعی خویش بهره مند نیستند و دو دیگر شناخت راهکار هایی که بتوان حقوق نابرابر و ستم جنسیتی را از بین برد و هسته گذاری مایه های اجتماعی و آغاز مبارزه برای از بین بردن بی عدالتی ها.

از آن جایی که میتوان به گفتمان حقوق زنان و برابری جنسیتی، از چشم انداز های گوناگون پرداخت، من تلاش دارم تا در این جستار کوتاه بیشتر به موقعیت زنان باسواد و تحصیل کرده افغانستان در روند مبارزات حق طلبی و برابری خواهی جنسیتی آنان بپردازم. نخستین موضوعی که میتوان بحث را با آن آغاز کرد، بررسی مولفه های جنبش زنان و رفتارهای آزادیخواهانه است.

ادامه نوشته

پساآزادی بیان؛ قرائتی از آزادی بیان

 

یادداشت سوم

 در این یادداشت تلاش دارم تا به آسیب شناسی قرائت ابزاری از آزادی بیان، توانمندی شعوری مردم در کنش و واکنش های اجتماعی و تبیین تز پساآزادی بیان بپردازم. در این یافته ها، بیشترینه تجربه های آزادی بیان را در افغانستان در نظر گرفته ام.

هنگامی که نخستین رویداد های جنگ عراق و کویت و پسان تر هم ورود نظامی امریکا به عراق رخ داد، وبلاگ ها که در آن روز ها تازه به میان آمده بودند، حقایق جنگ را سریع تر و ساده و روشن به مردم انتقال دادند. این موضوع بحث جدیی را در عرصه آزادی بیان و آزادی انتقال اطلاعات، دگرگونی موقعیت رسانه و مخاطب به میان آورد. از یکسو تکنالوژی مدرن میدان دار خبررسانی سریع و شفاف شده بود و از سوی دیگر شکستن اساسات خبرنگاری سنتی که با تعریف "خبرنگار محض" و تعریف ویژه و خط کشی شده از " رسانه" نمود یافته بود، ستایش ها و نگرانی هایی را برانگیخت. برای نخستین بار انبوه اطلاعات بدون فلیتر دروازه بانان خبر، از سایکل رسانش خبر ها به صورت افقی و از نزدیکترین راه عبور کرد و وظیفه سنتی کسانی به نام "خبرنگار" و "دروازه بان"را پرسش برانگیز ساخت و با امکانات تماس دو سویه و فضای کافی برای گنجایش دیدگاه های میلیون ها انسان، مفهوم آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات را با گسترده گی جادویی و پویایی غیر منتظره به نمایش گذاشت.

ادامه نوشته

"زنده گی در عیش مردن در خوشی"؛ فلسفه عصرما

 

 یاداشت دوم

در این یادداشت تلاش بر این دارم تا از سه جهت به تلویزیون به عنوان یک رسانه مدرن و فراوان تاثیر گذار بپردازم. نخست، به هستی تلویزیون و کاربرد آن در متن زنده گی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از دیدگاه جامعه شناختی رسانه ها و دو دیگر به چگونه گی محتوای برنامه های شبکه های تلویزیونی و سه دیگربه  نقش آن در کشور های رو به توسعه و به ویژه افغانستان خواهم پرداخت.

با این که امروز کارشناسان عرصه رسانه ها به دیدگاه های مک لوهان به دیده شک می نگرند، اما من  نگرش او را مبنی بر "رسانه پیام است" خالی از معنا نمی بینم؛ با این که می پذیرم او در این مورد به صورت افراطی به خود رسانه، بیشتر از محتوای آن اهمیت می دهد و در بحث آسیب شناسی رسانه ها نیز بیشتریه خود رسانه را مطرح می سازد تا محتوای برنامه های آنهارا؛  چیزی را که نیل پستمن رد کرده  محتوا مداری پیشه می نماید.

ادامه نوشته