جنبشی که برای فرخنده ماندگار نشد!

 

 

یک سال از زجر کشی فرخنده و فاجعه یی که بر او رفت، می گذرد. مرگ فرخنده از یکسو وحشت و جهالت را در شهری به نمایش گذاشت که در چارده سال اخیر مرکز آموزش، آگاهی دهی، تعلیم و تربیت مدنی و رسانه ها به شمار می رفت و از سوی دیگر پرسشی را در برابر بنیاد ها و مجتمعاتی که در راستای حقوق بشر و ارزش های برابری و عدالت خواهی فعال اند، مطرح نمود که چرا تظاهرات عظیمی که در اعتراض به قتل وحشیانه فرخنده صورت گرفت و واکنش های روشنفکران و عموم مردم، منجر به یک جنبش سراسری و نیرومند مدنی و با بیان دیگر یک گفتمان جدید سیاسی در حوزه مبارزات و مطالعات زنان و گروه های طرفدار حقوق بشر و برابری و عدالت نگردید.

اعتراضات و واکنش ها در برابر قتل فرخنده تبدیل شد به سرودن مصیبت نامه های افراد و سوگواری های جمعی و دعا خوانی هایی که هیچ کدام سبب پیدایی گفتمان گسترده و ابزار فشار برای -حداقل- تسوید و تصویب قانون مصؤونیت زنان در برابر آزار های خیابانی و یا هم بیداری اجتماعی و راه اندازی کارزار وسیع در اعتراض به آزار خیابانی نگردیدند. 

 

ادامه نوشته

شقاوت دژخمیان در شکنجه و قتل دختر کابل

 

 

«به من بگو که ابابیل و سنگ پاره کجاست؟»

۴ حمل ۱۳۹۴

قتل وحشیانه فرخنده، بانوی جوان کابل‌نشین، نگرانی‌های جدی و اندوه و سوگواری عمومی‌ را به میان آورده است. در یک کشور جنگ‌زده که سی‌وپنج سال جنگ و بحران جان میلیون‌ها شهروندش را گرفته و تجربه‌های وحشتناکی از تجاوز بیگانگان تا جنگ‌های داخلی ساختارهایش را لرزانده است، اما، قتل وحشیانه یک دختر جوان به بهانه ارتداد و قرآن‌سوزی توسط جوانان و نوجوانان مکتب‌خوانده در مرکز شهر کابل و فقط یک کیلومتر دورتر از کاخ ریاست‌جمهوری و در برابر چشمان پولیس مسلح، از زشت‌ترین کنش‌ها در میان این همه فاجعه و از نوع بدترین‌های آن به شمار می‌رود.

 

ادامه نوشته